انزجار شدید ستاره سرشناس سینمای از سلفی؟ با یک مادربزرگ زنده مانده در هولوکاست هم عکس نمیاندازم

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، یکی از نکات برجسته مراسم اسکار امسال، برنده شدن شان پن در بخش بهترین بازیگر نقش مکمل مرد بود. البته این جذابیت نه به خاطر شایستگی او برای دریافت این جایزه، که در واقع شایسته آن هم بود، بلکه به این دلیل بود که او در مراسم حضور پیدا نکرد. غیبت او همزمان باعث شد مراسم کمی کوتاهتر شود و دنیا نیز از شنیدن سخنرانی پس از دریافت جایزه او مصون بماند.
فرار از اسکار به خاطر بیزاری از دوربین هواداران
در آن زمان، گمانهزنیهای زیادی درباره علت غیبت پن مطرح شد. از آنجا که او شب اسکار را در اوکراین سپری کرده بود، نظریه اصلی این بود که او قصد دارد پیامی عمیق درباره بیهودگی جشنهای اهدای جوایز و خودستاییها در دوران بحرانهای ملموس جهانی ارسال کند. اما اکنون مشخص شده که ماجرا اصلا این نبوده است. شان پن صرفا به این دلیل از حضور در اسکار خودداری کرد که از عکسهای سلفی متنفر است. به زودی به نقلقول دقیق او خواهیم رسید و شاید بهتر باشد خود را برای آن آماده کنید، اما او واقعا، واقعا و به شدت از سلفی بیزار است. بسیار زیاد.
پن روز جمعه در جریان گفتگویی با کیتلان کالینز، مجری شبکه خبری سیانان در جشنواره تریبکا، به موضوع غیبت خود در اسکار پرداخت. او ابتدا اشاره کرد که به طور کلی رابطه خوبی با شلوغی و جمعیت ندارد. او درباره این مراسم توضیح داد: «موضوع فقط به جوایز اسکار محدود نمیشود. اگر همین گروه از افراد به یک مهمانی پس از مراسم هم میرفتند و من وارد آن میشدم، همین حس را داشتم. این موقعیتها همیشه برای من مایه معذب بودن در اجتماع بوده است؛ حضور آدمهای بیش از حد زیاد.» پن به عنوان یک قاعده اعلام کرد که او دیگر در هیچ گروه اجتماعی بزرگتر از هشت نفر شرکت نمیکند.
کابوس گلدن گلوب و فرار از موج جمعیت
اما صبر کنید، مگر پن امسال در مراسم گلدن گلوب شرکت نکرده بود؟ و مگر گلدن گلوب به داشتن بیش از هشت شرکتکننده معروف نیست؟ بله، درست است؛ اما مشخص شد که کل آن رویداد برای او چنان بیوقفه افتضاح بوده که انگیزهای شده تا تصمیم بگیرد برای همیشه با مراسمهای اهدای جوایز خداحافظی کند. انصافا باید به پن حق داد، چرا که آن شب به وضوح شب سختی برایش بود؛ نیکی گلیزر، مجری برنامه، چهره او را به یک کیف دستی چرمی جذاب تشبیه کرد، او در حال سیگار کشیدن پشت میزش دیده شد و در نهایت نیز رقابت را به استلان اسکارشگورد واگذار کرد.
با این حال، اصلیترین چیزی که او بیش از هر چیز دیگری از آن متنفر بود، سلفیها بودند. اکنون به نقلقول او نزدیک میشویم،اما برای درک بهتر فضا، پن به کالینز گفت که پس از پایان مراسم، خود را در محاصره موجی از افرادی دیده که میخواستند با او عکس بگیرند. با اطمینان میتوان گفت که او اصلا از این ماجرا خوشش نمیآید.
پن به کالینز گفت: «مردم هرگز نباید با هیچکس عکس سلفی بگیرند. این کار برای شما بد است. برای همه بد است. یک روحمکنده واقعی است.»
سلبریتیهایی که دست رد به سینه هواداران میزنند
از این حیث، پن به شمار فزایندهای از چهرههای سرشناسی میپیوندد که ترجیح میدهند با طرفداران خود عکس سلفی نگیرند. پل مککارتنی اخیرا فاش کرده است که بیانیه طولانی و همیشگی برای خود دارد با این مضمون که دوست ندارد شبیه به آن میمون خاص در منطقه سن-تروپه به نظر برسد که تنها کارش عکس گرفتن با گردشگران در ازای پول است. امیلیا کلارک میگوید پس از آنکه شخصی تلاش کرد در میان یک حمله پانیک و هراس شدید در فرودگاه از او عکس بگیرد، این کار را متوقف کرده است. اما واتسون نیز از این کار امتناع میکند زیرا نمیخواهد دائما موقعیت مکانی خود را در فضای اینترنت لو بدهد.
تمام اینها دلایل موجهی هستند. اما شان پن واقعا در موضع خود جدی است. هیچکس وجود ندارد که اگر برای گرفتن سلفی به او نزدیک شود، دست رد به سینهاش زده نشود. برای روشن شدن این موضوع، عین عبارت او در ادامه آمده است: «حتی اگر یک مادربزرگ بازمانده هولوکاست همراه با نوه ششساله فلج حرکتیاش با صندلی چرخدار به سمت من بیایند؟ پاسخ من برای سلفی یک نه قاطع است.»
عبور از خط قرمزها برای اثبات یک بیزاری
میزان جدیت او تا این حد است. حتی اگر شما از بزرگترین فاجعه و وحشت قرن بیستم جان سالم به در برده باشید، حتی اگر زندگی خود را وقف مراقبت از بستگان کمتوان خود کرده باشید، پاسخ او منفی است. آن هم نه یک نه محترمانه، بلکه یک نه کاملا قاطع.
پس اکنون در چنین وضعیتی قرار داریم. حتی اگر با تمام وجود و بند بند وجودتان از سلفی متنفر باشید، اکنون باید با این واقعیت کنار بیایید که نفرت شما حتی به گرد پای بیزاری شان پن از سلفی هم نمیرسد. او چنان از سلفی بیزار است که حاضر است برای تفهیم منظور خود، پای واقعه هولوکاست را به میان بکشد.
افراد زیادی وجود ندارند که تا این حد پیش بروند. تصور کنید تام هنکس در یک گفتگوی معمولی درباره یک مزاحمت کوچک و مدرن، به هولوکاست اشاره کند. یا سعی کنید جودی دنچ را تجسم کنید که صف کند فرودگاه را با یک جنایت جنگی فاجعهبار مقایسه کند. چنین چیزی غیرممکن است. با این حال، در مورد شان پن، این رفتار به نوعی بخشی از ویژگی و برند شخصی او محسوب میشود. البته که او مستقیما سراغ هولوکاست رفت؛ از او جز این هم انتظار نمیرفت.
با این همه، دستکم او حرف خود را به کرسی نشاند. اکنون هیچ آدم عاقلی جرات نخواهد کرد از شان پن تقاضای سلفی کند؛ بهویژه وقتی که میتوانند به جای آن، او را راضی به ضبط یک ویدیو کوتاه در تیکتاک کنند.
مترجم: ریحانه اسکندری
منبع: گاردین
۵۹۲۴۴



